عسلویه، جنگ عوارض آلایندگی و معلمانی که دیده نمی شوند!
عسلویه، جنگ عوارض آلایندگی و معلمانی که دیده نمی شوند!

عسلویه سال هاست با بحران کمبود معلم مواجه است. تعداد زیادی از زنان و دختران شهرهای دیگر استان، در مدارس این شهرستان به کار گرفته شده اند و با حقوق های اندک، پرداخت اجاره بهای خوابگاه های آموزش و پرورش، دوری از خانواده و بحران های اجتماعی ناشی از آن در حال مشق دانایی به فرزندان عسلویه هستند.

آوای بوشهر- یاسمن جمشیدی**: شهرستان عسلویه قطب اقتصاد و انرژی کشور است. هیچ کس نمی تواند این واقعیت را انکار کند.

عسلویه اما در یک موضوع دیگر هم قطب کشور و برند ملی است: «آلایندگی و آلودگی!»

شاید روزی که اولین رگه های گاز در عسلویه دیده شد کمتر کسی تصور می کرد این منطقه به آلوده ترین نقطه ایران تبدیل شود که کودکانش در بدو تولد هم سرطان داشته باشند!

اما اتفاقی تلخ در حال وقوع بود و ناآگاهی و احتمالا پنهان کاری منفعت طلبانه، عسلویه را به خاک سیاه نشاند تا امروز برای عوارض آلایندگی اش عده ای در شمال و جنوب خدعه کنند و مردمان اش همچنان جام سرطان و رنج را جرعه جرعه سر بکشند.

عسلویه اگر برای میزبانان اش مصیبت بوده، برای برخی ها، خوان پرنعمتی بوده که تمامی ندارد!

همه این نعمت های بی شمار پایتخت اقتصاد و انرژی کشور اما برای معلمان عسلویه، هیچ نداشته است. تصور حقوق یک تا دو میلیونی معلمان عسلویه در کنار حقوق های چند ده میلیونی انبوه شرکت ها، بغض آور است.

عسلویه سال هاست با بحران کمبود معلم مواجه است. تعداد زیادی از زنان و دختران شهرهای دیگر استان، در مدارس این شهرستان به کار گرفته شده اند و با حقوق های اندک، پرداخت اجاره بهای خوابگاه های آموزش و پرورش، دوری از خانواده و بحران های اجتماعی ناشی از آن در حال مشق دانایی به فرزندان عسلویه هستند.

بسیاری از همین سهمیه های جذب عسلویه در سال های گذشته هم پیش از آغاز فعالیت مدارس، با رانت برخی مسئولان شرافتمند! از بین رفته و نورچشمی ها به شهرهای خود بازگشته اند تا آنانکه رانتی نداشته اند جورشان را بکشند!

اینکه چرا عسلویه با گذشت سال های طولانی همچنان نتوانسته بحران نیروی انسانی اش را از بین ببرد سوالی است که مسئولان باید به آن پاسخ دهند اما واقعا نمی شود وضعیت معیشت معلمان در عسلویه را بهبود بخشید و با نگاهی ویژه و تامین اعتبار مناسب، سیستم انگیزشی آموزش و پرورش در عسلویه را بهبود بخشید تا انگیزه نیروهای بومی عسلویه برای معلم شدن افزایش یابد و از سوی دیگر معلمان فعلی هم رغبتی برای ادامه فعالیت داشته باشند؟!

معلمان عسلویه فقط برای اسکان و ایاب و ذهاب آخر هفته به شهرهای خود باید نزدیک به نیمی از حقوق شان را هزینه کنند و طبیعی است که با هزینه های خوراک و پوشاک دیگر چیزی برای امیدوار بودن و امیدوار ماندن وجود نخواهد داشت.

زیرساخت های آموزشی عسلویه هم چندان حال و روز بهتری ندارد و شورا و شهرداری های عسلویه چنان سرگرم آسفالت و پل و میدان هستند که یادشان رفته، باید نیم نگاهی به وضعیت مدارس هم داشته باشند تا آینده بهتری در انتظار فرزندان شان باشد.

عسلویه را باید فقیرترین ثروتنمند ایران دانست! پارادوکسی عجیب و دردناک که سالها با مردم این دیار همراه شده و با دردهای بی شمار،آزارشان می دهد!

مسئولان کشور برای حل فاجعه آلودگی عسلویه وعده های بسیار داده اند و کاری هم از پیش نبرده اند کاش برای وضعیت معلمان مدارس عسلویه بی وعده و شعار، کاری کنند پیش از آنکه دیر شود!

 

** سردبیر سایت تحلیلی خبری آوای بوشهر

  • نویسنده : یاسمن جمشیدی