نقدپذیری و انصاف را از چه کسی آموخته اید؛ مولا علی یا سید علی؟!
نقدپذیری و انصاف را از چه کسی آموخته اید؛ مولا علی یا سید علی؟!

اما گویا انتقاد از سردار و سپاه پاسداران برای شان گرانتر از آنی آمد که تصور می کردم. از انتقاد به یک کج سلیقگی، چنان غباری به پا کرده اند که خودم هم کم کم باورم شده روح الله زم و ریگی یکی بوده اند و آنهم منم! تصور نمی کردم سپاه پاسداران کم طاقت تر از این باشد که نقد یک جوان را هم برنتابد و به جای تلاش برای اصلاح کار، منتقد را قربانی کند!

آوای بوشهر؛ در پی حواشی سخنرانی روز اربعین حسینی در شهر بهارستان که انتقاداتی را از سوی محافل اجتماعی به سردار اهوازیان سخنران مراسم به همراه داشت طی دو روز گذشته، برخی محافل اصولگرایی شهرستان به صورت شبکه ای در حال بیانیه دادن و تلاش برای پرونده سازی برای مصطفی ارجمند فعال سیاسی و اجتماعی و رسانه ای شهرستان جم هستند که متن کوتاهی را در نقد سخنرانی سردار و در حمایت از دولت، در فضای مجازی منتشر کرده بود.

به گزارش آوای بوشهر؛ مصطفی ارجمند در پاسخ به اتهامات محافل اصولگرایی، متن زیر را منتشر کرده است:

“توهین کننده به اهل بیت، توهین کننده به شهدا، معاویه صفت و عمرعاص، منافق، بی بصیرت، گستاخ، مشروب خور، هتاک، ضد ولایت فقیه، ضد نظام، شیطان، برانداز و … ”

اینها واژه هایی است که طی دو روز گذشته در بیانیه های مختلف با زیر نویس “شیخ فلان، طلبه بسیجی، خانواده شهدا، پاسداران، امت حزب الله و …” علیه جوانی به نام مصطفی ارجمند منتشر شده و می شود و در آخرین آن هم از مردم بسیجی خواسته اند طومار امضا کنند تا این جوان به اشد مجازات برسد.

هر کس نداند چه اتفاقی رخ داده تصور می کند این فرد، جانی و قاتل بالفطره ای بوده که از زندان گریخته و مثل روح الله زم اغتشاشات سال ۹۶ را هم او ساماندهی کرده تا نظام را براندازد.

عده ای طی این دو روز چنان حرفه ای و حساب شده در حال طرح ریزی برای جلاد نشان دادن این جوان هستند که ذهن را به سمت طرح های پیچیده امنیتی برای دستگیری زم و ریگی هدایت می کند. آنچنان فریاد سر می دهند و در گوش ها نجوا می کنند که بسیاری هم باور کرده اند حتما همه آن واژه ها درست است و این جوان، یزیدی است که حسین علیه السلام را به قربانگاه برده است.

اما ماجرا چه بود؟

شورا و شهرداری بهارستان مطابق هر سال برای راهپیمایی اربعین حسینی برنامه ریزی کردند. با همکاری همه جانبه مردم و مسئولان، فضایی زیبا از همنوایی با کربلاییان ایجاد شد. در دل این مراسم یادواره شهدای شهرستان هم برپا شد و سپاه پاسداران شهرستان، دست اندرکار دعوت سخنران بود.

بنرها که بالا رفت مشخص شد سخنران مراسم شخصی به نام سردار اهوازیان است که در زیر نویس نامش” مشاور سردار سلیمانی” قید شده بود. زمزمه هایی شنیده می شد که سردار سخنران تندی است و ممکن است حرف های تندی بزند اما با همه اینها مراسم برگزار شد.

مجری خوش حنجره، فرمانده سپاه حضرت عباس علیه السلام جم، کودک دکلمه خوان و فرماندار جم، همه پشت تریبون رفتند و از عزت شهدا و بزرگی اربعین گفتند تا تریبون به سردار اهوازیان رسید. ابتدای سخنان اش را غرا و به زبان عربی شروع کرد. اما کمی که ادامه داد شمشیر بران به دست گرفت و به صغیر و کبیر رحم نکرد. دولت و روحانی و ظریف و برجام را هم نواخت. اصلا آمده بود که عقده گشایی کند. فرماندار و معاون فرماندار متعجب و نگران از سخنان تند و وحدت شکن سردار، مراسم را ترک کردند و من مانده بودم و بهت و حیرت از این سخنان نسنجیده و ناپخته!

سخنران مراسم انگار تصور نمی کرد که در این مراسمی که به نام حسین علیه السلام و شهدای دفاع از مام وطن برگزار شده از احزاب گوناگون و سلایق متفاوت باشند چه آنکه نه شهدا متعلق به گروه خاصی هستند و نه امام حسین علیه السلام، فقط برای هم مسلکان سردار آمده بوده و قطعا هر که در آن محفل بود “از من جوان خام تا آن پیر دنیا دیده،” به عشق آمده بود با نگاه های متفات! یکی چون من به درست یا خطا حامی دولت روحانی و عاشق ظریف، یکی کشته مرده محمود احمدی نژاد، یکی دوستدار مرحوم هاشمی رفسنجانی و شاید یکی هم منتقد نظام جمهوری اسلامی!

اما سردار همه را با یک چوب راند تا امام حسین علیه السلام و شهدا هم رنگ سیاست و جناح بازی بگیرند و دلت به درد آید! دلت به درد آید که چرا در این مراسم؟! اینهمه محفل و مجلس سیاسی! واقعا باید از این مجلس بهره برداری می شد؟!

همان ها که با من در مراسم بودند بگویند آیا ادبیات سردار را تا کنون از رهبری انقلاب، فرمانده سپاه پاسداران، یا حتی سردار سلیمانی شنیده بودند!؟ مگر نه ایشان مشاور سردار سلیمانی است؟! مگر وزیر امور خارجه ایران نمی گفت: ” هر تصمیمی که در سیاست خارجی و نظامی کشور گرفته شده با سردار سلیمانی و سید حسن نصرالله هماهنگ بودیم”؟! مگر سردار سلیمانی در موضوع استعفای وزیر امور خارجه میانجیگری نکرد؟! مگر رهبر انقلاب اخیرا شرط بازگشت ایران به مذاکرات را بازگشت آمریکا به برجام ندانستند؟!

پس چطور سرداری که باید ملجا اتحاد و همدلی مردم باشد طوری سخن می گوید که انگار فقط او حق مطلق می گوید و بقیه هم باطل؟! چرا باید مراسمی به آن زیبایی و عظمت، تحت الشعاع سخنرانی سردار قرار گیرد که یادش رفته بود شهدا و امام حسین علیه السلام برای انتخاب دوست دارانشان خط کش ندارند وگرنه این همه محبوب نبودند؟!

تا پایان سخنان سردار تحمل کردم اما واقعا برایم ننوشتن این نقد سخت بود و عذاب آور؛ در حال و هوای ادبیات تند سردار، متنی کوتاه نوشتم و البته قدری تند مثل سخنان سردار و تاکید کردم نباید یادواره شهدا را به فحشواره تبدیل کرد و هر چه به ذهن مان رسید بر زبان بیاوریم. تمام نقدم به سردار بود و دعوت کنندگان سردار! نه به حسین علیه السلام جسارتی کردم نه به شهدای عزیزی که در یادواره شان حضور داشتم!

اما گویا انتقاد از سردار و سپاه پاسداران برای شان گرانتر از آنی آمد که تصور می کردم. از انتقاد به یک کج سلیقگی، چنان غباری به پا کرده اند که خودم هم کم کم باورم شده روح الله زم و ریگی یکی بوده اند و آنهم منم! تصور نمی کردم سپاه پاسداران کم طاقت تر از این باشد که نقد یک جوان را هم برنتابد و به جای تلاش برای اصلاح کار، منتقد را قربانی کند! هر چند خوشحالم که من قربانی شده ام تا داستان سخنرانی تند سردار محو شود و گردی بر دامن نظام ننشیند.

دو روز است که صبر پیشه کردم و سکوت برگزیدم ” فَرَأَیتُ أنَّ الصَّبرَ عَلى هاتا أحجى، فَصَبَرتُ، وفِی العَینِ قَذىً، وفِی الحَلقِ شَجاً؛.” تا ببینم این ماجرا به کجا می انجامد؟! امروز اما عنان صبر از دست دادم که دیگر صبر جایز نبود چرا که داشتند از شهید ماجرا، جلادی به نمایش می گذاشتند!

واقعا انصاف و مروت و انسانیت تان کجا رفته که طی این دو روز هر چه از دهان تان درآمد به نام خانواده های معظم شهدا و امت حزب الله نثارم کردید و می کنید؟! اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید! طوری رجز می خوانید که انگار کینه کشته های بدر و حنین را از من می خواهید؟!

من نه ضد نظام بوده ام، نه ضد شهدا، نه ضد اهل بیت، نه مشروب خور، نه معاویه و عمروعاص… جوانی هستم که درد جامعه را می بینم و می نویسم. برای نقد هم به فرموده امام علی(ع)، هیچ مسئولی و سرداری را  مصون نمی دانم همانطور که خودم را …

از زمانی که نوشتن را شروع کردم منتظر شمشیرهای آخته هم بودم اما این شمشیری که برای من برهنه کرده اید نه من، که نظامی را نشانه رفته که نام علی علیه السلام بر تارکش می درخشد!

اگر علی علیه السلام با منتقدانش چنین می کرد پس ادامه دهید. بسم الله …

نتیجه این بازی تلخ را هم به اطلاع رهبری انقلاب نرسانید که بسیار پیش تر از او شنیدم که نقد رهبری اشکال ندارد! اما گویا نقد سردار مساوی بالاتر از نقد خداست!

ان العزه لله جمیعا

 

بنده خدا

مصطفی ارجمند