پارچه های محلی که درد می آفرینند/ از تفاخر زنانه تا استرس های مردانه!
پارچه های محلی که درد می آفرینند/ از تفاخر زنانه تا استرس های مردانه!

واقعا درد بزرگی است که زنان شهرم ارزش خود را به تکه پارچه های کهنه و سنگینی طلاهایشان گره بزنند و آه و حسرت خانواده های کم برخوردار را سبب شوند

آوای بوشهر- یاسمن جمشیدی**: در گرما در حال چانه زدن بر سر پارچه های هزار نقش و نگار؛ انگار دلش بدجور در پیچ و تاب گل های پارچه گیر کرده بود.

جوان پاکستانی مصرانه می گفت: نمی صرفد

و سرانجام این چانه زنی دو سویه با لبخند پیروزمندانه ی فروشنده به پایان رسید!

این دامن های پرچین ملیونی که روز به روز هم گرانتر می شود به سودای بسیاری از زنان جم تبدیل شده و برای رسیدن به آن، هیچ عذر و بهانه ای را هم قبول نمی کنند!

کار تا آنجا بیخ پیدا کرده که گرده مردان با دیدن هر کارت عروسی، به لرزه می افتد چرا که باید خود را برای هزینه چند میلیونی لباس های حنابندان و عروسی زیر بار قرض بروند. ماجرا زمانی ترسناک تر می شود که عروسی یکی از آشنایان نزدیک باشد در آنصورت است که هیچ توجیه و استدلالی برای شانه خالی کردن وجود نخواهد داشت.

فروشندگان هم به این ولع لباس محلی پی برده اند و نرخ های شان هر روز بالاتر می رود.

فروشندگان پاکستانی هم از این داستان نهایت بهره را می برند. پارچه های کهنه و نوی خود را پهن کرده اند و اندکی از مغازه دارانمان ارزانتر می فروشند!

پارچه های پرچرک اما پرمشتری که خریداران بسیاری را به خود می بیند و البته جای تعجب بسیار دارد.

اینکه چه زجری می کشند تازه دامادهایی که مجبور اند برای خرید لباس محلی نوعروس ها وام بگیرند تا رضایت بانو را جلب کنند بماند اما جای بسی نگرانی است که چرا لباس زیبای محلی شهرم که روزگاری نماد وقار و حجاب زن بوده امروز در مراسمات و عروسی ها ، به بستری برای شوی مد و فخر فروشی تبدیل شده تا جایی که به جای آستین، دست ها را طلاپوش می کنند و گردن ها را از طلاهای پر زرق و برق و سنگین زرین می کنند.

اینکه زنان شهرم با لباس های محلی، زیبایی را به رخ بکشند نه عجیب است نه شایسته سرزنش اما اینکه این لباس ها و شوهای فخرفروشانه دارد فرهنگ کهن شهرم را زیر و رو می کند جای تامل دارد.

واقعا درد بزرگی است که زنان شهرم ارزش خود را به تکه پارچه های کهنه و سنگینی طلاهایشان گره بزنند و آه و حسرت خانواده های کم برخوردار را سبب شوند.

و ما مقصیریم که خود را به جریانی سپرده ایم

که آینده دختران و پسران مان را می تواند به خطر می اندازد و البته انداخته است.

کاش کمی بیشتر می اندیشیدیم که برای چه و به چه قیمتی ارزش های مان را به لباس های یک شبه و یک بار مصرف گره زده ایم؟!

**سردبیر آوای بوشهر