• امروز : دوشنبه - ۲۴ آذر - ۱۴۰۴
  • برابر با : 25 - جماد ثاني - 1447
  • برابر با : Monday - 15 December - 2025
6

نگاهی به جایگاه و سهم میزبانان صنعت در جهان/ برای میزبانی مجمع عادی هم باید بجنگیم؟!

  • کد خبر : 24684
  • 25 تیر 1404 - 0:29
آوای بوشهر: خلیج فارس، فقط یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ یک زیست‌بوم انسانی و اقتصادی‌ست که مردم آن، سال‌هاست همزیستی ناگزیر با صنعت را پذیرفته‌اند، اما کمتر از آنچه حق‌شان بوده، سهم برده‌اند. در این منطقه، زندگی مردم با فلرینگ، بوی گوگرد، بحران کم‌آبی، تخریب اکوسیستم و فشار روانی ناشی از عدم امنیت شغلی گره خورده است. در مقابل، تصمیم‌گیری‌ها در فاصله‌ای هزار کیلومتری و در فضایی بی‌خبر از این رنج‌ها انجام می‌شود.

✍🏻طاهره عبدالهی

در ادبیات حکمرانی، واژه‌ی «عدالت» آن‌قدر تکرار شده که بسیاری از تصمیم‌گیران تصور می‌کنند صرف استفاده از این واژه، نشانه‌ی پایبندی به آن است. در حالی که عدالت، پیش از آن‌که یک شعار باشد، یک اصل ساختاری در سیاست‌گذاری عمومی است؛ اصلی که اگر نادیده گرفته شود، کارآمدترین برنامه‌ها را هم در بلندمدت بی‌اثر می‌کند.

در ایران، تجربه‌ی توسعه اغلب با نوعی نابرابری ساختاری عجین بوده است. نمونه‌ی مشخص آن را می‌توان در سواحل خلیج فارس دید؛ جایی که طی چند دهه گذشته، بارِ توسعه‌ی صنعتی کشور را به دوش کشیده ولی سهم چندانی از تصمیم‌سازی‌ها نداشته است. اتفاق اخیر در مورد انتقال مجامع عمومی برخی شرکت‌های پتروشیمی از استان بوشهر به تهران، بار دیگر این تناقض را به‌روشنی نشان داد.

تا همین یکی‌دو سال پیش، برخی از شرکت‌های بزرگ پتروشیمی زیرمجموعه هلدینگ خلیج فارس، تصمیم گرفتند مجامع خود را در محل سایت‌های تولید در عسلویه برگزار کنند. اقدامی که اگرچه ظاهراً ساده و نمادین به نظر می‌رسید، اما در واقع حاوی یک پیام روشن بود: احترام به مردم میزبان، بازتوزیع بخشی از قدرت تصمیم‌گیری، و حرکت به‌سمت تمرکززدایی. اما این روند دیری نپایید. بدون هیچ توضیح روشنی، دوباره تصمیم گرفته شد که این مجامع در پایتخت برگزار شوند؛ همان‌جا که از آلودگی هوا خبری نیست، با مهاجرت نیروی کار صنعتی روبه‌رو نیست، و بحران آب و خاک، دغدغه‌ی روزمره‌ی مردمش نیست.

شاید گفته شود این اقدام مطابق قانون است؛ شرکت‌ها طبق مقررات می‌توانند مجامع را در محل ثبت‌شده خود، که اغلب تهران است، برگزار کنند. اما بحث بر سر این نیست که آیا این کار قانونی‌ست یا نه، بلکه بر سر این است که آیا این کار عادلانه است؟ آیا شرکت‌هایی که میلیاردها تومان از منابع طبیعی، انسانی و محیطی جنوب کشور استخراج می‌کنند، نباید بخشی از فرآیند تصمیم‌سازی خود را در همان‌جا سامان دهند؟ آیا مردم منطقه‌ای که تمام بار آلودگی، مهاجرت، گرانی مسکن و بحران سلامت را تحمل می‌کنند، فقط باید تماشاگر باشند؟

اینکه تصمیمات کلان درباره جنوب، در شمال گرفته می‌شود، فقط یک انتخاب اداری نیست، بلکه نشان می‌دهد همچنان در سطح نخبگان اقتصادی، درک دقیقی از مفهوم عدالت منطقه‌ای وجود ندارد.

در کشورهای دارای ساختار پاسخگو، از جمله نروژ و کانادا، شرکت‌های نفتی و گازی ملزم‌اند بخشی از تصمیم‌گیری‌ها را در محل سایت‌ها انجام دهند. این رویه با عنوان میدان‌گرایی راهبردی (Strategic Localism) شناخته می‌شود. منطق آن هم ساده است: توسعه اگر در بستر بی‌عدالتی نهادینه شود، خیلی زود با بحران مشروعیت مواجه خواهد شد؛ هم از سوی مردم، هم از درون سیستم‌های حکمرانی.

در ایران اما عکس این اتفاق رخ می‌دهد. توسعه به اسم عدالت آغاز می‌شود، ولی به‌سرعت تحت سلطه‌ی منافع متمرکز درمی‌آید. نه فقط در صنعت نفت و گاز، بلکه در بسیاری دیگر از حوزه‌ها نیز شاهد چنین الگویی هستیم؛ الگویی که در آن، مناطق پیرامونی فقط نقش منابع خام را بازی می‌کنند و مراکز قدرت، بدون مشارکت این مناطق، برای آن‌ها تصمیم می‌گیرند.

خلیج فارس، فقط یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ یک زیست‌بوم انسانی و اقتصادی‌ست که مردم آن، سال‌هاست همزیستی ناگزیر با صنعت را پذیرفته‌اند، اما کمتر از آنچه حق‌شان بوده، سهم برده‌اند. در این منطقه، زندگی مردم با فلرینگ، بوی گوگرد، بحران کم‌آبی، تخریب اکوسیستم و فشار روانی ناشی از عدم امنیت شغلی گره خورده است. در مقابل، تصمیم‌گیری‌ها در فاصله‌ای هزار کیلومتری و در فضایی بی‌خبر از این رنج‌ها انجام می‌شود.

اگر قرار است توسعه ادامه پیدا کند، که چاره‌ای جز آن نیست، باید پایه‌های آن را بر عدالت بازتعریف کرد. و یکی از اولین گام‌ها، به رسمیت شناختن حق مردم میزبان در مشارکت در فرآیندهای تصمیم‌سازی است.

انتقال مجامع به تهران، نشانه‌ای‌ست از غیاب اراده‌ی جدی برای تمرکززدایی. این یک پیام تلویحی برای مردم منطقه است که سهم آن‌ها نه از توسعه، بلکه از تبعات توسعه خواهد بود.

حال با توجه به این که رئیس جمهور با شعار عدالت و تمرکززدایی به میدان آمد، انتظار می‌رود که این شعار به سیاست های الزام آور برای شرکت های دولتی و شبه‌دولتی دولتی تبدیل شود و شرکت های وابسته به دولت را ملزم کند بخشی از تصمیمات راهبردی خود را در محل تولید و با حضور نمایندگان جامعه محلی اتخاذ کنند، این کمترین انتظار از یک دولت عدالت محور است. همچنین بر مبنای سیاست های پیشین آقای شریعتمداری در حوزه تمرکز زدایی انتظار داریم همانطور که خلیج فارس در نام شرکت‌ها وجود دارد، در جغرافیای تصمیم‌سازی نیز دیده شود. نمی‌توان انتظار داشت جنوب فقط بسوزد و شمال تصمیم بگیرد. عدالت منطقه‌ای یک ضرورت است، نه یک امتیاز.

لینک کوتاه : https://avayebushehr.ir/?p=24684

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در آوای بوشهر منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.