
یعقوب هوردی/فعال اجتماعی
جایگاه آموزش در رشد، توسعه و پیشرانی جوامع و حتی فراتر از آن، در گفتمانهای تمدنی، آنقدر روشن است که دیگر نیازی به بحث درباره اصل و اهمیت آموزش وجود ندارد.
آنچه امروز در حوزه آموزش بیش از هر چیز نیازمند توجه و بازنگری است، سو دهی آموزش، آموزشهای تخصصی و حرکت به سمت آموزش مبتنی بر نیاز است؛ آموزشی که بداند قرار است انسانها را برای چه جامعهای، چه اقتصادی و چه آیندهای آماده کند.
مشکل از جایی آغاز میشود که آموزش، ارتباط خود را با واقعیتهای پیرامونش از دست میدهد.
صنعت پیشرو نیازمند، آموزش پیشرو
برای مثال، در حالی که صنایع عریض و طویل نفت، گاز و پتروشیمی در جنوب کشور روزبهروز گستردهتر میشوند و بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور به این منطقه گره خورده است، هنوز با کمبود جدی مراکز آموزشی تخصصی مواجهیم؛ مراکزی که بتوانند از دل نیروی انسانی بومی، متخصصانی متناسب با نیاز واقعی صنعت تربیت کنند.
تناقض رشد صنعت در کنار آموزشی سنتی
امروز، در شرایطی که چهار شهرستان جنوبی استان بوشهر پس از دههها حضور صنعت در منطقه، همچنان درگیر مطالبه ساخت مدارس، توسعه فضاهای آموزشی یا ترمیم مدارس فرسوده هستند، مدلهای آموزشی در بسیاری از نقاط جهان با سرعت به سمت آموزشهای هدفمند، مهارتمحور و مبتنی بر نیاز بازار کار حرکت کردهاند.
مسئله فقط کمبود مدرسه نیست؛ مسئله این است که چه چیزی در این مدارس آموزش داده میشود و این آموزش قرار است دانشآموز را برای چه آیندهای آماده کند؟
نمیتوان با آموزش دیروز، نیروی انسانی فردا را ساخت
در منطقهای که میزبان صنایع عظیمی است و بخش مهمی از زنجیره تولید نفت، گاز و پتروشیمی کشور را در خود جای داده، دیگر نمیتوان انتظار داشت آموزشی که بخش عمده آن به حفظ مطالب، گذراندن امتحان و چند صفحه تکلیف محدود میشود، بتواند نیروی انسانی مورد نیاز همین صنایع را تربیت کند.
مدل آموزشیای که خروجی آن صرفاً دانشآموزی با محفوظات بیشتر باشد، اما مهارت، تجربه عملی، توان حل مسئله و شناختی از محیط واقعی کار نداشته باشد، نمیتواند پاسخگوی اقتصادی باشد که هر روز تخصصیتر و پیچیدهتر میشود.
شاید بخشی از چالشهای همیشگی در بومیگزینی نیرو در صنایع نیز باید در همین نقطه بررسی شود.
نمیتوان از صنعت انتظار داشت نیروی متخصص بومی جذب کند، اما در همان حال، نظام آموزشی منطقه نیروی متخصص مورد نیاز صنعت را تربیت نکند.
اگر آموزش متحول نشود، «رابطه» جای «مهارت» را میگیرد
ادامه این وضعیت یک نتیجه تلخ دارد.
اگر آموزش در منطقه متحول نشود، همچنان باید دست به دامان روابط باشیم؛ همچنان باید با خواهش و تمنا برای به دست آوردن پایینترین جایگاههای شغلی، پشت درهای بسته اتاق مدیران صنایع منتظر بمانیم.
در چنین شرایطی، مهارت تبدیل به حاشیه میشود و رابطه تبدیل به سرمایه.
این همان نقطهای است که آموزش ناتوان، نهتنها نمیتواند مسئله اشتغال را حل کند، بلکه ناخواسته به بازتولید آن کمک میکند.
جامعهای که نتواند نیروی متخصص خودش را تربیت کند، طبیعی است که برای فرصتهای شغلی تخصصی به نیروی بیرون از منطقه وابسته بماند.
جنوب بوشهر به آموزش متفاوت نیاز دارد
بوشهر و بهویژه جنوب استان، بهشدت تشنه دگرگونی در آموزش است؛ آموزشی که از پایه تا دورههای آموزش عالی، بخشی از تمرکز خود را بر پرورش متخصصانی متناسب با ظرفیتها و نیازهای واقعی منطقه قرار دهد.
این به معنای تبدیل تمام نظام آموزشی به آموزش نفت و پتروشیمی نیست؛ بلکه به معنای بازتعریف بخشی از ظرفیت آموزشی منطقه متناسب با واقعیت اقتصادی و صنعتی آن است.
منطقهای که دهها سال است میزبان صنعت است، باید بتواند از ظرفیت همین صنعت برای ساختن آینده آموزشی خود استفاده کند.
شکلگیری مراکز آموزشی تخصصی صنایع راهبردی است که باید جدی شود؛ مراکزی که در کنار آموزش نظری، آموزشهای فنی، مهارتی، کارگاهی و آزمایشگاهی را نیز دنبال کنند و دانشآموز یا دانشجو را با محیط واقعی صنعت آشنا سازند.
چرا صنعت سفارشدهنده آموزش نباشد؟
چه میشود اگر در چهار شهرستان جنوبی استان، مراکز آموزشی تخصصی ایجاد شود که بخشی از رشتههای تحصیلی و مهارتی خود را بر اساس نیاز واقعی صنایع منطقه تعریف کنند؟
چه میشود اگر صنعت فقط در زمان افتتاح مدرسه یا اهدای تجهیزات آموزشی وارد میدان نشود، بلکه از مرحله تعیین نیاز تا طراحی دورههای آموزشی و حتی ارزیابی خروجی این مراکز، نقش داشته باشد؟
چه میشود اگر دانشآموز و دانشجو بداند مهارتی که امروز یاد میگیرد، دقیقاً قرار است در کدام بخش از اقتصاد منطقه کاربرد داشته باشد؟
و مهمتر از همه، صنعت نیز موظف به جذب نیرو از بین خروجی های همین مراکز آموزشی باشد.
آن وقت آموزش از یک هزینه عمومی، به یک سرمایهگذاری مستقیم برای آینده منطقه تبدیل خواهد شد
مراکز آموزشی تخصصی میتوانند در کنار آموزش،ظرفیت های کارگاهی و آزمایشگاهی راه از صرفا آموزش به بخشی از صنعت تبدیل کرده و نیازهای فنی و خدماتی صنایع را در قالب پروژههای آموزشی، کارآموزی و تولید دانشبنیان تأمین کنند.
در این مدل، دانشآموز یا دانشجو فقط برای گرفتن مدرک آموزش نمیبیند؛ برای حل یک مسئله واقعی آماده میشود.
صنعت فقط مصرفکننده نیروی انسانی نیست؛ در تربیت آن نیز نقش میگیرد.
و آموزش نیز فقط تولیدکننده مدرک نیست؛ به بخشی از زنجیره تولید، مهارت و اشتغال منطقه تبدیل میشود.
این همان تغییری است که جنوب بوشهر بیش از ساختن یک مدرسه دیگر به آن نیاز دارد:
دگرگونی ساختار آموزش.
اگر محتوای آموزش، مهارتهای مورد نیاز جامعه و مسیر ورود آموزشدیده به بازار کار همچنان از یکدیگر جدا باشند، هرچقدر هم ساختمان و کلاس و صندلی اضافه کنیم، مسئله اصلی حل نخواهد شد.
























