
یادداشت | آوای بوشهر
گاهی تاریخ، در یک لحظه کوتاه متوقف میشود؛
در یک قاب، در یک تصویر، در دستی که عکسی را بالا میبرد و در سکوت سنگین یک سالن، هزاران کلمه را فریاد میزند.
امروز در نیویورک، یکی از همین لحظهها رقم خورد.
مسعود پزشکیان پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل ایستاد؛ تریبونی که جهان بارها از پشت آن درباره جنگ، صلح، امنیت و حقوق ملتها شنیده است. اما امروز، روایت ایران فقط با واژهها بیان نشد.
تصویر رهبر شهید در دستان رئیسجمهور ایران بالا رفت.
تصویری که برای ایرانیان، تنها یک عکس نبود؛ نشانی از شهادت، سوگ و زخمی عمیق در حافظه یک ملت بود. تصویری که از ایران به نیویورک آمد تا بخشی از روایت روزهای سخت این سرزمین را در برابر نگاه جهانیان قرار دهد.
اما پزشکیان به همین تصویر بسنده نکرد.
چند لحظه بعد، قاب دیگری مقابل چشم جهان قرار گرفت؛
قاب کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب.
کودکانی که باید با کیف و کتاب راهی مدرسه میشدند، صدای زنگ را میشنیدند، در حیاط مدرسه میدویدند و رؤیاهای کودکیشان را برای فردای ایران میساختند؛ اما جنگ، پیش از آنکه فرصت بزرگ شدن را به آنان بدهد، نامشان را در شمار شهیدان نشاند.
امروز تصویر آنها از جنوب ایران تا قلب نیویورک رفت.
و در کنار نام میناب، لامرد نیز در روایت رئیسجمهور ایران قرار گرفت؛ شهری که نام قربانیان حملات و رنج مردمش، بخشی از سخنان پزشکیان درباره پیامدهای جنگ بود.
در آن لحظه، سیاست چهرهای انسانی پیدا کرد.
دیگر سخن فقط از اعداد و آمار نبود؛از انسانهایی سخن گفته میشد که هر کدام نام، خانواده، خانه و آرزو داشتند.
یک کودک، پیش از آنکه یک عدد در گزارشهای جنگ باشد، انسانی بود با رؤیاهایی که نیمهتمام ماند.
و یک رهبر، پیش از آنکه موضوع یک مناقشه سیاسی باشد، در روایت ایران، شهیدی بود که تصویرش حامل خاطره یک ملت بود.
پزشکیان در سخنان خود از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، شهادت رهبر، قربانی شدن غیرنظامیان و حمله به مراکز و زیرساختها انتقاد کرد و بر حق ایران برای دفاع از خود تأکید داشت. در عین حال، از گفتوگو و مذاکره نیز سخن گفت؛ تصویری که میکوشید موضع ایران را هم در میدان دفاع و هم در عرصه دیپلماسی بیان کند.
اما آنچه سخنان امروز را از یک نطق معمول دیپلماتیک متمایز کرد، حضور تصویری قربانیان در این روایت بود.
تصویرهایی که نیاز به ترجمه نداشتند.چهره کودکی که دیگر به خانه بازنگشت،به زبان همه مادران جهان سخن میگفت.
نیمکتی که صاحبش دیگر بر آن نمینشیند،از جنگ رساتر سخن میگفت.
و تصویر رهبر شهید، در سکوت تالار، یادآور فصلی بود که برای مردم ایران با شهادت و داغ گره خورده است.
جنوب ایران در قاب جهان
برای مردم جنوب، میناب و لامرد فقط نامهایی بر نقشه نیستند.
این جغرافیا، جغرافیای آفتاب و دریاست؛ جغرافیای مردمی که سالها با سختیها زیستهاند و سهم بزرگی از بار تولید و اقتصاد کشور را بر دوش کشیدهاند.
امروز اما جنوب، تصویری دیگر به جهان نشان داد؛ تصویری از داغ.
وقتی چهره کودکان میناب در سازمان ملل دیده شد، جنوب ایران از حاشیه خبرها به متن یک روایت جهانی آمد.
کودکانی که شاید بسیاری در جهان نامشان را نمیشناختند، امروز برای لحظاتی در برابر نمایندگان کشورهای جهان ایستادند؛ نه با صدا، بلکه با تصویر.
و این شاید رساترین بخش ماجرا بود.
قربانیان، چهره پیدا کردند.
وقتی تصویر، سخنرانی میکند
در عصر رسانه، روایت فقط آن چیزی نیست که گفته میشود؛ آن چیزی است که دیده میشود.
امروز پزشکیان تلاش کرد روایت ایران را با مجموعهای از تصاویر به جهان منتقل کند؛ تصاویری از رهبر شهید، کودکان میناب و قربانیان لامرد.
ممکن است درباره هر بخش از این روایت، در عرصه سیاسی و بینالمللی دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد؛ اما اهمیت این تصاویر در یک نکته بود:
آنها یادآوری کردند که پشت واژههایی چون «جنگ»، «امنیت»، «قدرت» و «مذاکره»، انسانهایی ایستادهاند که زندگیشان تحت تأثیر تصمیمات و درگیریهای سیاسی قرار میگیرد.
و شاید همین، یکی از انسانیترین پیامهای سخنرانی امروز بود.
قاب ماندگار نیویورک
در میان هزاران سخنرانی، نشست و بیانیهای که هر سال در سازمان ملل ثبت میشود، برخی لحظهها ماندگارترند.
امروز یکی از آنها شکل گرفت:
رئیسجمهور ایران، تصویر رهبر شهید را در دست گرفت و سپس تصاویر کودکان شهید میناب و قربانیان لامرد را به جهان نشان داد.
این قاب، روایت یک ملت بود؛روایت داغ و شهادت،روایت
خانوادههای چشمانتظار،روایت کودکان نیمهتمام،
و روایت کشوری که میخواست صدای خود را در برابر جهان به گوش برساند.
شاید بسیاری از جملههای امروز، در هیاهوی روزگار فراموش شوند؛ اما برخی تصاویر در حافظه میمانند.
تصویر رهبری که ایران او را شهید میداند؛
تصویر کودکانی که فرصت بزرگ شدن نیافتند؛
و تصویر رئیسجمهوری که در بلندترین تریبون بینالمللی، این قابها را پیش چشم جهان گرفت.
از رهبر شهید تا کودکان میناب؛از داغ لامرد تا تریبون نیویورک؛امروز روایت ایران، با زبان تصویر سخن گفت.
و گاهی، یک تصویر، رساتر از هزاران کلمه تاریخ را روایت میکند.
























