• امروز : پنج شنبه - ۷ بهمن - ۱۴۰۰
  • برابر با : 24 - جماد ثاني - 1443
  • برابر با : Thursday - 27 January - 2022
2

دیدار احمدی نژاد با شیرین و محمد هوشیاری از دیر

  • کد خبر : 1239
  • 25 اردیبهشت 1391 - 4:55

‘شیرین هوشیاری’ همان دخترک ۹ ساله وفرزند شهیدی است که ۵ سال قبل در سفر استانی رییس جمهوری به استان فارس در دولت نهم به طور کاملا اتفاقی لحظاتی را با احمدی نژاد هم کلام شد.

 

رییس جمهوری در سخنرانی خود در مراسم پاسداشت یکصدمین سفر استانی در وصف این دیدار کوتاه اما بیاد ماندنی گفت: تاثیری که نگاه و اشک و صفا و پاکی این دختر در من داشت با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و من این خاطره شیرین را هرگز فراموش نمی کنم.

اشتراگ گذاری خبر در شبکه های اجتماعی

‘شیرین هوشیاری’ همان دخترک ۹ ساله وفرزند شهیدی است که ۵ سال قبل در سفر استانی رییس جمهوری به استان فارس در دولت نهم به طور کاملا اتفاقی لحظاتی را با احمدی نژاد هم کلام شد.

 

رییس جمهوری در سخنرانی خود در مراسم پاسداشت یکصدمین سفر استانی در وصف این دیدار کوتاه اما بیاد ماندنی گفت: تاثیری که نگاه و اشک و صفا و پاکی این دختر در من داشت با هیچ چیز قابل مقایسه نیست و من این خاطره شیرین را هرگز فراموش نمی کنم.

 

پیش از شروع سخنرانی رییس جمهور، ابتدا تصاویر آرشیوی مربوط به دیدار و گفت و گوی صمیمی احمدی نژاد با شیرین ۹ ساله ای که امروز نوجوانی ۱۴ ساله است و محمد ۱۱ ساله ای که امروز جوانی ۱۷ ساله است و همچنان در همان شهرستان ‘دیر‘ در استان بوشهر زندگی می کند، پخش شد.

تصویر چشمان اشک آلود دخترکی که حسرت دست نوازش پدر در آن موج می زد، و پسرکی که پاهای برهنه و لباس کهنه اش فقر و محرومیت را فریاد می زد، حال و هوای عاطفی خاصی به مراسم داده بود ؛ بغض ها در گلو شکسته بود و سکوت سنگینی برفضا حاکم بود.

شیرین و محمد که به مراسم پاسداشت از یکصدمین سفر استانی رییس جمهوری دعوت شده بودند، به جایگاه فراخوانده شدند . شیرین که حالا پس از گذشت ۵ به سال هم قد و قواره مادر بود و محمد هم که برای خودش مردی شده بود ، به همراه مادرانشان در جایگاه در کنار احمدی نژاد حضور یافتند و مورد تشویق همگان قرار گرفتند.

‘زمانی که پدرم شهید شد تنها ۵ سال داشتم. بعد از آن همیشه آرزو می کردم پدر داشته باشم. از روزی که احمدی نژاد را پیدا کردم، همیشه فکر می کنم پدر دارم . پدر جان برایت آرزوی سلامتی وموفقیت می کنم و افتخار می کنم که شجاع ترین مرد ایران هستی.’ این سخنان شیرین بود که همگان را تحت تاثیر قرار داد و اشک بر چشمان جاری کرد.

کمتر کسی بود که بتواند در این لحظات عاطفی بغض برگلو نداشته باشد و قطره اشکی بر گوشه چشم نراند.

پس از مراسم لحظاتی با شیرین هم کلام شدم. علت گریه او را در اولین دیدارش با احمدی نژاد جویا شدم؛ او گفت: آقای احمدی نژاد را تازه پیدا کرده بودم اما بعد از صحبت کوتاهی از من دور شد و من خیلی زود دلم برایش تنگ شد و گریه کردم تا اینکه دوباره مرا پیش او بردند و کنارش در جایگاه سخنرانی درسفر استانی ایستادم و باهم برای مردم دست تکان دادیم.

قاب عکس بزرگی که لحظه دست تکان دادن دخترک به همراه رییس جمهوری برای مردم را نشان می داد، از سوی احمدی نژاد به عنوان یکی از شیرین ترین خاطرات سفر استانی اش، به شیرین تقدیم شد.

نوبت به محمد رسید. وقتی تصویر آرشیوی صحبت محمد با رییس جمهوری در نخستین سفر استانی دولت به استان بوشهر در شهرستان ‘دیر’ پخش شد، او نه از مشکلات خود و خانواده اش، بلکه از مشکلات مردم شهر و کمبودهای مدرسه اش سخن گفت. او با همه کودکی اش، بزرگوارانه خواسته های همه مردم را مطرح کرد و برای خود هیچ نخواست.

میکروفون این بار به دست محمد که حالا جوانی ۱۷ ساله شده بود، سپرده شد: ‘احمدی نژاد دلیرترین مرد ایران است . او را تحسین می کنم و به داشتن چنین خدمتگزاری افتخارمی کنم. ‘ محمد سپس شعری درباره خلیج فارس خواند. شعری پر محتوا اما نه چندان با وزن و قافیه؛ گویا خودش سروده بود.

در گوشه از مراسم لحظاتی را با محمد هم کلام شدم. از مشکلات او و مردم شهرش جویا شدم. گفت ‘مسکن و اشتغال برام مرم شهرم’ . از حرفهایش فهمیدم هنوز خانه ندارند و پول کافی هم برای ثبت نام در طرح مسکن مهر هم همینطور، هنوز هم مثل محمد ۵ سال قبل بود و فقط خواسته های مردم شهرش را عنوان می کرد: ‘کمی بیشتر به شهر ما رسیدگی کنند مخصوصا خانه و کار.’

از این نوجوان ساحل نشین خیلج فارس خواستم جمله ای در وصف خلیج فارس بگوید. اینگونه توصیف کرد: ‘آبهای نیلگون خلیج تا ابد فارس، خون در رگ های همه مردم بوشهر و همه مردم ایران است. آنهایی که بدنبال جعل نام خلیج فارس هستند و چشم به جزایرش دوخته اند، مرتکب یک اشتباه محض و دچار دیوانگی شده اند.’

احمدی نژاد در سخنرانی اش در وصف بزرگی محمد گفت: این پسر کفش در پا نداشت اما وقتی به من رسید از مردم شهرش حرف زد و از کمبودها و مشکلات مدرسه اش گفت و برای خودش هیچ نخواست.

‘به خدا قسم برای ملتی که بچه ۱۰ ساله اش تا این حد می فهمد، نوکری بالاترین افتخار است.’ این سخنان رییس جمهور با تشویق فراوان حاضران همراه شد.

اشتراگ گذاری خبر در شبکه های اجتماعی
لینک کوتاه : https://avayebushehr.ir/?p=1239

برچسب ها

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در آوای بوشهر منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.