
🔹 جناب دکتر نظری، اگر بخواهیم از یک تصویر کلان شروع کنیم، امروز صنعت پتروشیمی ایران را در چه نقطهای میبینید؟
دکتر یونس نظری:
صنعت پتروشیمی ایران امروز در نقطهای ایستاده که همزمان واجد فرصتهای راهبردی بزرگ و چالشهای ساختاری عمیق است. از یکسو، مزیتهای کمنظیری مانند دسترسی به خوراک، زیرساختهای انباشتهشده و سرمایه انسانی متخصص داریم؛ و از سوی دیگر با مسائلی مانند تحریم، محدودیت انتقال فناوری، ضعف زنجیره تأمین داخلی و بعضاً ناپایداری در سیاستگذاری مواجه هستیم.
به باور من، دوران نگاه صرفاً تولیدمحور به پتروشیمی به پایان رسیده و امروز باید با نگاه زنجیره ارزش، تابآوری صنعتی و دیپلماسی صنعتی به این صنعت نگریست.
🔹 نقش تجهیزات فرایندی و شرکتهایی مانند پارس پنگان را در این زنجیره چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر نظری:
تجهیزات فرایندی، بهویژه ولوها، کنترل ولوها و تجهیزات کنترلی، ستون فقرات بهرهبرداری ایمن و پایدار در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی هستند. اگر این بخش تضعیف شود، حتی پیشرفتهترین واحدهای فرایندی نیز دچار ریسک عملیاتی میشوند.
شرکتهایی مانند پارس پنگان در واقع در نقطه اتصال مهندسی، تولید و بهرهبرداری قرار دارند. ما صرفاً قطعه تولید نمیکنیم؛ ما ریسک عملیاتی را مدیریت میکنیم. این نگاه باعث شده تولید ولو از یک فعالیت صنعتی ساده، به یک دانش راهبردی تبدیل شود.
🔹 پارس پنگان چه جایگاهی در این اکوسیستم دارد و چه تمایزی ایجاد کرده است؟
دکتر نظری:
پارس پنگان از ابتدا با این فلسفه شکل گرفت که تولید بدون فهم عمیق فرایند، بیمعناست. ما از دل نیازهای واقعی پروژههای نفت، گاز و پتروشیمی بیرون آمدهایم، نه صرفاً از روی کاتالوگ.
تمایز اصلی ما در سه محور است:
طراحی مهندسی مبتنی بر شرایط واقعی بهرهبرداری.
کنترل کیفیت سختگیرانه مطابق استانداردهای بینالمللی.
تعامل فنی مستمر با کارفرما و بهرهبردار.
به همین دلیل، محصولات پارس پنگان در پروژههای حساس و راهبردی مورد استفاده قرار میگیرند.
🔹 با توجه به تجربه شما در هیئتمدیره شرکتهای مختلف نفت و گاز و پتروشیمی، مهمترین ضعف حکمرانی صنعتی در این حوزه چیست؟
دکتر نظری:
به نظر من، یکی از ضعفهای جدی، گسست میان تصمیمسازی کلان و واقعیتهای عملیاتی صنعت است. بسیاری از سیاستها بدون درک دقیق از زنجیره تأمین، توان تولید داخل و محدودیتهای فنی ابلاغ میشوند.
صنعت پتروشیمی نیازمند گفتوگوی مستمر میان سیاستگذار، تولیدکننده، پیمانکار و بهرهبردار است. اگر این گفتوگو شکل نگیرد، حتی بهترین اسناد بالادستی هم در اجرا دچار انحراف میشوند.
🔹 بومیسازی تجهیزات، بهویژه ولوها، تا چه حد موفق بوده و چه نگاهی به آینده آن دارید؟
دکتر نظری:
بومیسازی در ایران مسیر پرچالشی را طی کرده است. ما در بسیاری از اقلام به توان طراحی و ساخت رسیدهایم، اما هنوز با بومیسازی پایدار و رقابتپذیر فاصله داریم.
بومیسازی واقعی زمانی اتفاق میافتد که:
محصول داخلی در کل چرخه عمر قابل اتکا باشد.
خدمات پس از فروش، مستندسازی و آموزش همراه آن باشد.
و قیمت و کیفیت همزمان رقابتی باشند.
در پارس پنگان تلاش کردهایم بومیسازی را از سطح «جایگزینی» به سطح خلق دانش و بهبود عملکرد ارتقا دهیم.
🔹 شما دارای تألیفات تخصصی در حوزه پتروشیمی هستید. نقش دانش مکتوب و تجربه ثبتشده را در توسعه صنعت چگونه میبینید؟
دکتر نظری:
یکی از آفات صنعت ما، اتلاف تجربه مدیریتی و عملیاتی است. مدیران و متخصصان بزرگی داشتهایم که دانش آنها مستند نشده و با تغییر نسل مدیریتی از بین رفته است.
من عمیقاً معتقدم که آینده صنعت پتروشیمی ایران وابسته به ثبت تجربه، تولید دانش بومی و انتقال آن به نسل بعدی مدیران است. کتاب، مقاله و حتی روایت تجربههای مدیریتی، بخشی از امنیت صنعتی کشور محسوب میشود.
🔹 آینده پارس پنگان را چگونه ترسیم میکنید؟
دکتر نظری:
چشمانداز ما تبدیل پارس پنگان به یک مرجع مهندسی و تولید ولوهای صنعتی در سطح منطقه است. این مسیر را با:
توسعه سبد محصولات،
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه،
تربیت نیروی انسانی متخصص
و ورود هوشمندانه به بازارهای منطقهای
ادامه خواهیم داد. باور داریم که صنعت ایران، اگر درست مدیریت شود، توان رقابت فراتر از مرزها را دارد.
🔹 در پایان، چه پیامی برای صنعت پتروشیمی دارید؟
دکتر نظری:
پیام راهبردی من به صنعت پتروشیمی ایران این است:
آینده این صنعت نه با ظرفیت اسمی، بلکه با کیفیت تصمیمگیری ساخته میشود.
صنعت پتروشیمی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف مدل توسعه خود است. دیگر نمیتوان صرفاً با اتکا به خوراک ارزان، افزایش تعداد مجتمعها یا تکرار الگوهای گذشته، انتظار پایداری و رقابتپذیری داشت. آنچه امروز تعیینکننده است، حکمرانی هوشمند صنعتی، مدیریت دانش و پیوند تجربه با نسل جدید مدیران است.
از منظر راهبردی، سه پیام کلیدی دارم:
۱️⃣ تجربه را باید به دارایی ملی تبدیل کرد
یکی از بزرگترین ضعفهای ساختاری صنعت پتروشیمی، عدم نهادینهسازی تجربه مدیریتی و عملیاتی است. هر پروژه، هر بحران، هر موفقیت و شکست، حامل دانشی است که اگر ثبت و منتقل نشود، دوباره با هزینههای سنگین تکرار خواهد شد.
صنعتی که حافظه نهادی نداشته باشد، محکوم به آزمونوخطای دائمی است.
۲️⃣ از نگاه پروژهای به نگاه زنجیرهای عبور کنیم
پتروشیمی آینده، صنعتی است که:
زنجیره ارزش را یکپارچه میبیند،
تجهیزات، بازرگانی، تأمین مالی و بازار را همزمان مدیریت میکند.
و به جای «تولید برای تولید»، تولید برای بازار و مزیت رقابتی دارد.
این تغییر نگاه، نیازمند مدیرانی با تفکر سیستمی و بینرشتهای است، نه صرفاً متخصصان فنی یا مالی بهتنهایی.
۳️⃣ بومیسازی را از شعار به استراتژی تبدیل کنیم
بومیسازی واقعی زمانی اتفاق میافتد که:
کیفیت، قابلیت اطمینان و خدمات پس از فروش تضمین شود.
تولیدکننده داخلی در زنجیره تصمیمسازی دیده شود.
و رابطه صنعت با دانشگاه و مراکز تجربه، واقعی و مستمر باشد؛
در غیر این صورت، بومیسازی به یک پروژه مقطعی و غیرپایدار تبدیل خواهد شد.























